فرم آزمون‌ها

فرم آزمون‌های روانشناسی | ارزیابی شخصیت و سلامت روان

در کلینیک روانشناسی شیوا، برگه‌های فرم آزمون‌ها برای ارزیابی شخصیت، تست‌های روانشناسی بالینی و مشاوره تحصیلی و شغلی طراحی شده‌اند. این فرم‌ها ابزار علمی و کاربردی هستند که به روانشناسان و مشاوران کمک می‌کنند تا بهترین مسیر مشاوره و درمان را برای شما تعیین کنند.

چرا پر کردن فرم آزمون‌ها مهم است؟

پر کردن فرم‌های آزمون به شما امکان می‌دهد تا شناخت دقیق‌تری از شخصیت، احساسات و رفتارهای خود پیدا کنید. با پاسخ دادن به سوالات به صورت دقیق، روانشناسان کلینیک می‌توانند تحلیل‌های تخصصی و برنامه‌های مشاوره و درمانی شخصی‌سازی شده ارائه دهند.

انواع فرم‌ها و آزمون‌ها

  • آزمون‌های شخصیت: شناخت ویژگی‌ها، نقاط قوت و زمینه‌های نیازمند بهبود
  • تست‌های روانشناسی بالینی: بررسی وضعیت روانی، اضطراب، افسردگی و استرس
  • فرم‌های مشاوره تحصیلی و شغلی: کمک به تصمیم‌گیری هوشمندانه در مسیر تحصیلی و شغلی

مزایای استفاده از فرم‌های آزمون کلینیک شیوا

تکمیل این فرم‌ها باعث می‌شود مسیر رشد فردی و روانی خود را با آگاهی و اطمینان طی کنید. همچنین، به شما کمک می‌کند تا ارتباطات عاطفی و اجتماعی سالم‌تر داشته باشید و تصمیمات بهتری در زندگی شخصی و حرفه‌ای اتخاذ کنید.

تجربه خودشناسی و بهبود سلامت روان

کلینیک روانشناسی شیوا با ارائه فرم‌های آزمون علمی و کاربردی، امکان خودشناسی، رشد فردی و ارتقای کیفیت زندگی را برای شما فراهم می‌کند. پر کردن این فرم‌ها یک گام مؤثر برای تجربه زندگی متعادل، آرامش ذهن و موفقیت شخصی است.

آزمون [MMPI] فرم بلند

مشخصات فردی(ضروری)
جنسیت(ضروری)
۱- مجلات مکانیکی را دوست دارم.(ضروری)
۲- اشتهایم خوب است.(ضروری)
۳- صبح ها تر و تازه و استراحت کرده از خواب بیدار می شوم.(ضروری)
۴- فکر می کنم از شغل کتابداری خوشم بیاید.(ضروری)
۵- با مختصر صدایی از خواب بیدار می شوم.(ضروری)
۶- از خواندن مقالات جنائی در روزنامه خوشم می آید.(ضروری)
۷- دستها و یا پاهایم معمولاً به اندازه کافی گرما و حرارت دارند.(ضروری)
۸- زندگی روزانه من پر از حوادثی هست که مرا علاقه مند نگاه می دارد.(ضروری)
۹- در میزان قدرت من برای کار کردن خللی وارد نشده است.(ضروری)
۱۰- اغلب اوقات حس می کنم که چیزی در گلویم گیر کرده است.(ضروری)
۱۱- انسان باید خوابهای خود را درک کند و از آنها الهام بگیرد.(ضروری)
۱۲- از داستانهای پلیسی و معمائی خوشم می آید.(ضروری)
۱۳- تحت فشار زیاد می توانم کار نکنم.(ضروری)
۱۴- در ماه یکبار و یا بیشتر اسهال می گیرم.(ضروری)
۱۵- گاهی اوقات راجع به موضوعاتی که صحبت درباره آنها خیلی ناپسند است فکر میکنم.(ضروری)
۱۶- مطمئن هستم که در زندگی سرم کلاه رفته است.(ضروری)
۱۷- پدرم مرد خوبی بود (هست).(ضروری)
۱۸- خیلی بندرت دچار یبوست می شوم.(ضروری)
۱۹- زمانیکه شغل جدیدی می گیرم دلم می خواهد کسی به من بگویدکه با چه کسانی بیشتر در کارم باید نزدیک شوم.(ضروری)
۲۰- زندگی جنسی من رضایت بخش است.(ضروری)
۲۱- گاهی اوقات خیلی دلم می خواهد خانه و زندگی خودم را ترک کنم.(ضروری)
۲۲- گاهی اوقات به من حالات خنده و گریه دست می دهد که از کنترل آن عاجز هستم.(ضروری)
۲۳- ناراحتی های دل بهم خوردگی و استفراغ دارم.(ضروری)
۲۴- هیچکس مرا درک نمی کند.(ضروری)
۲۵- دلم می خواست خواننده می شدم.(ضروری)
۲۶- احساس می کنم وقتی گرفتاری برایم پیش می آید بهتر است حرفی نزده سکوت کنم.(ضروری)
۲۷- گاهگاهی ارواح پلید بر وجودم مستولی می شوند.(ضروری)
۲۸- وقتی کسی به من بدی می کند احساس می کنم بخاطر اصول هم که باشد باید تلافی کنم.(ضروری)
۲۹- هفته ای چند بار معده ام ترش می کند.(ضروری)
۳۰- گاهی اوقات دلم می خواهد فحش بدهم.(ضروری)
۳۱- هر چندشب یکبار خوابهای آشفته می بینم.(ضروری)
۳۲- برایم مشکل است روی یک کار و یا شغل تمرکز فکر داشته باشم.(ضروری)
۳۳- تجربیات عجیب و غریبی در زندگی خود داشته ام.(ضروری)
۳۴- اغلب اوقات سرفه می کنم.(ضروری)
۳۵- اگر مردم مانع من نمی شدند بیشتر از این ترقی می کردم.(ضروری)
۳۶- خیلی بندرت درباره سلامتی مزاج خودم دلواپسی دارم.(ضروری)
۳۷- هرگز بخاطر رفتارهای جنسی خودم دچار گرفتاری نشده ام.(ضروری)
۳۸- در یک دوره از زندگیم زمانیکه جوانتر بودم دزدیهای کوچکی می کردم.(ضروری)
۳۹- گاهی اوقات دلم می خواهد اشیاء اطرافم راخورد کنم.(ضروری)
۴۰- اغلب اوقات مایلم گوشه ای نشسته و به خیالات خودم فرو بروم تا اینکه کاری انجام بدهم.(ضروری)
۴۱- خیلی از اوقات مثلاً چند روزدر هفته و یا چند ماه اتفاق افتاده است که کاری انجام نداده ام چون دست و دلم بکار نمی رفته است.(ضروری)
۴۲- خانواده ام از کاری که انتخاب کرده ام راضی نیستند.(ضروری)
۴۳- خواب من آشفته و ناراحت کننده است.(ضروری)
۴۴- اغلب اوقات مثل این است که همه جای سرم درد می کند.(ضروری)
۴۵- همیشه راست نمی گویم.(ضروری)
۴۶- قضاوت من از گذشته بهتر است.(ضروری)
۴۷- هفته ای یکبار و یا بیشتر ناگهان احساس گرمی در سراسر وجودم می کنم بدون اینکه ظاهراً علتی در کار باشد.(ضروری)
۴۸- وقتی با مردم هستم از شنیدن حرفهای خیلی ناراحت کننده ناراحت می شوم.(ضروری)
۴۹- خیلی بهتر بود اگر اغلب اوقات قوانین را دور می ریختند.(ضروری)
۵۰- گاهی روح از بدنم خارج می شود.(ضروری)
۵۱- مانند اغلب دوستانم از نعمت سلامتی برخوردار هستم.(ضروری)
۵۲- ترجیح می دهم از کنار دوستان دوران تحصیلی و یا اشخاصی که آنها را می شناسم ولی مدتهاست که آنها راندیده ام رد بشوم و حرفی نزنم مگر این که آنها ابتدا با من صحبت کنند.(ضروری)
۵۳- یک روحانی می تواند با دعا خواندن و قرار دادن دست خود روی بیمار او را شفا دهد.(ضروری)
۵۴- اغلب اشخاصی که مرا می شناسند مرا دوست دارند.(ضروری)
۵۵- هیچوقت احساس درد در ناحیه قلب و یا سینه ام نمی کنم.(ضروری)
۵۶- وقتی بچه بودم بعلت غیبت یک یا چندبار موقتاً از مدرسه اخراج شدم.(ضروری)
۵۷- در میهمانی و مجالس خوب می توانم با دیگران گفتگو و صحبت کنم.(ضروری)
۵۸- همه وقایع همانطوریکه پیامبران کتب آسمانی پیشگویی کرده اند به حقیقت می پیوندد.(ضروری)
۵۹- خیلی از اوقات مجبور شده ام دستور از کسی بگیرم که کمتر از من می دانسته است.(ضروری)
۶۰- من هر روز تمام سر مقاله روزنامه ها را مطالعه نمی کنم.(ضروری)
۶۱- زندگی من صحیح و به قاعده نبوده است.(ضروری)
۶۲- بعضی از اعضاء بدنم اغلب اوقات احساس سوزش یا ضعف دارد و به خواب می رود.(ضروری)
۶۳- هیچوقت ناراحتی بخاطر کار کردن مزاحم نداشته ام.(ضروری)
۶۴- گاهی آنقدر در کاری اصرار می کنم که سایرین صبرشان را از دست می دهند.(ضروری)
۶۵- من پدرم را خیلی دوست داشتم(دارم).(ضروری)
۶۶- من در اطراف خود حیوانات و یا اشیاء و یا مردمی را می بینم که دیگران از دیدن آنها عاجز هستند.(ضروری)
۶۷- خیلی دلم می خواست مثل سایر مردم خوشحال بودم.(ضروری)
۶۸- هیچوقت در پشت سرم دردی احساس نکرده ام.(ضروری)
۶۹- خیلی شدید از نظر جنسی به همجنسان خود علاقه دارم.(ضروری)
۷۰- از بازیهای دخترانه یک زمانی لذت می بردم.(ضروری)
۷۱- تصور می کنم خیلی از مردم در اظهار ناراحتی های خودشان بخاطربر انگیختگی احساسات ترحم و شفقت آمیز سایرین زیاده روی می کنند.(ضروری)
۷۲- هر چند روز یکبار یا بیشتر احساس ناراحتی و دلشوره می کنم.(ضروری)
۷۳- من شخص مهمی هستم.(ضروری)
۷۴- خیلی از اوقات آرزو می کردم دختر بودم (اگر دختر هستید) هیچوقت از اینکه دختر هستم متأسف نبوده ام.(ضروری)
۷۵- گاهگاهی عصبانی می شوم.(ضروری)
۷۶- اغلب اوقات افسرده و کسل هستم.(ضروری)
۷۷- از خواندن داستانهای عشقی لذت می برم.(ضروری)
۷۸- شعر را دوست دارم.(ضروری)
۷۹- احساسات من زود جریحه دار نمی شوند.(ضروری)
۸۰- گاهگاهی سر به سر حیوانات می گذارم.(ضروری)
۸۱- فکر می کنم از کار یک جنگلبان خوشم بیاید.(ضروری)
۸۲- در مباحثات زود قانع می شوم.(ضروری)
۸۳- هر کس که بتواند و بخواهد زیاد کار کند شانس موفقیتش زیاد است.(ضروری)
۸۴- این روزها برای من مشکل است که امیدوار باشم که کاره ای خواهم شد.(ضروری)
۸۵- گاهگاهی خیلی علاقه به اشیاء شخصی مردم مثل کفش،دستکش و غیره پیدا می کنم بطوریکه دلم می خواهد به آنها دست زده یا آنها را بربایم در حالیکه استفاده ای هم از آنها نمی کنم.(ضروری)
۸۶- اطمینان دارم که اعتماد به نفس درمن وجود ندارد.(ضروری)
۸۷- دلم می خواهدگلفروشی کنم.(ضروری)
۸۸- معمولاً احساس می کنم که زندگی با ارزش است.(ضروری)
۸۹- معمولاً برای قبولاندن حقیقت به مردم احتیاج به مباحثه زیاد است.(ضروری)
۹۰- گاهگاهی کار امروز را به فردا موکول می کنم.(ضروری)
۹۱- از اینکه با من شو خی کنند بدم نمی آید.(ضروری)
۹۲- دلم می خواهد پرستار شوم.(ضروری)
۹۳- فکرمی کنم اغلب مردم برای ترقی کردن به دروغ گویی متوسل می شوند.(ضروری)
۹۴- خیلی اعمال از من سرمی زند که بعداً از آنها پشیمان می شوم(پشیمانی من خیلی بیشتر از سایرین است.)(ضروری)
۹۵- اعمال مذهبی خود را مرتب انجام می دهم.(ضروری)
۹۶- خیلی بندرت با اعضاء خانواده ام مرافعه می کنم.(ضروری)
۹۷- گاهگاهی احساس قوی دارم که کاری مضر و یا منزجر کننده انجام دهم.(ضروری)
۹۸- اعتقاد به رستاخیز امام زمان دارم.(ضروری)
۹۹- دوست دارم به جشنها و سایر مراکزی که همراه با پایکوبی و سر و صدای بلند است بروم.(ضروری)
۱۰۰- بقدری با مشکلات متعدد برخورد کرده ام که نمی توانم درباره آنها تصمیم بگیرم.(ضروری)
۱۰۱- اعتقاد دارم که زنها باید به اندازه مردها در امور جنسی آزادی داشته باشند.(ضروری)
۱۰۲- مشکلترین جنگ و ستیزهای من با خودم است.(ضروری)
۱۰۳- ماهیچه های بدنم لرزش و پرش ندارند.(ضروری)
۱۰۴- اهمیتی نمی دهم که چه بر سرم بیاید.(ضروری)
۱۰۵- گاهی اوقات که حالم خوب نیست عصبانی هستم.(ضروری)
۱۰۶- خیلی اوقات احساس می کنم کارخلاف و یا شیطانی انجام داده ام.(ضروری)
۱۰۷- اغلب اوقات خوشحال هستم.(ضروری)
۱۰۸- بیشتر اوقات مثل این است که سرم سنگین و دماغم گرفته است.(ضروری)
۱۰۹- بعضی ازمردم بقدری همیشه دستور می دهند که احساس می کنم بایدمخالف آنچه را که می خواهند انجام بدهم ولو اینکه بدانم حق با آنهاست.(ضروری)
۱۱۰- کسی نسبت به من خصومت دارد.(ضروری)
۱۱۱- هیچوقت بخاطر لذت کار پر مخاطره ای انجام نداده ام.(ضروری)
۱۱۲- اغلب اوقات احساس می کنم که لازم است در مقابل آنچه که فکر می کنم درست است ایستادگی نمایم.(ضروری)
۱۱۳- اعتقاد به اجرای قانون دارم.(ضروری)
۱۱۴- اغلب اوقات احساس می کنم که یک نوار محکمی دور سرم بسته شده است.(ضروری)
۱۱۵- به زندگی پس از مرگ معتقد هستم.(ضروری)
۱۱۶- از یکبازی و یا مسابقه زمانی بیشتر لذت می برم که بتوانم بر سر آن شرط بندی کنم.(ضروری)
۱۱۷- اکثر مردم درستکار هستند زیرا می ترسند اگر خلاف کنند گیر بیفتند.(ضروری)
۱۱۸- در مدرسه گاهی اوقات مرا به اتاق مدیر می بردند چون غیبت می کردم.(ضروری)
۱۱۹- لحن صحبت کردن من مثل همیشه است (نه تند نه آهسته و بدون گرفتگی)(ضروری)
۱۲۰- آداب غذا خوردن من بر سر سفره زمانیکه در خانه هستم بخوبی زمانیکه خارج از منزل غذا می خورم و یا در حضور مهمانان غریبه هستم نیست.(ضروری)
۱۲۱- معتقدم که بر علیه من نقشه می کشند.(ضروری)
۱۲۲- من مانند سایر اطرافیانم با هوش و با عرضه هستم.(ضروری)
۱۲۳- معتقدم که در تعقیب من هستند.(ضروری)
۱۲۴- بیشتر مردم سعی می کنند که از راههای نادرست منفعت کنند و یا پیشرفت کنند و حاضر به چشم پوشی از این سود و پیشرفت نیستند .(ضروری)
۱۲۵- دچار ناراحتی های شدید معده هستم.(ضروری)
۱۲۶- از نمایش خوشم می آید.(ضروری)
۱۲۷- می دانم چه کسی مسئول بیشتر گرفتاریهای من می باشد.(ضروری)
۱۲۸- دیدن خون باعث ترس و دل بهم خوردگی من نمی شود.(ضروری)
۱۲۹- اغلب اوقات نمی توانستم بفهمم چرا اینقدر عصبانی و بد خلق هستم.(ضروری)
۱۳۰- هیچوقت همراه با استفراغ و یا سرفه خود خون بالا نیاورده ام.(ضروری)
۱۳۱- از گرفتن بیماری و مرض ترس ندارم.(ضروری)
۱۳۲- به جمع آوری گل و رویاندن گیاهان خانگی علاقمند هستم.(ضروری)
۱۳۳- هیچوقت امور جنسی غیر طبیعی انجام نداده ام.(ضروری)
۱۳۴- برخی اوقات افکارم خیلی سریعتر از اینکه بتوانم درباره آنها صحبت کنم جولان داشته اند.(ضروری)
۱۳۵- اگر می توانستم بدون خرید بلیط به سینما بروم و مطمئن بودم کسی مرا نمی بیند احتمالاً اینکار را می کردم.(ضروری)
۱۳۶- اغلب اوقات فکر می کنم اشخاص چه دلیل پنهانی دارند که عملی خوب برای آدم انجام می دهند.(ضروری)
۱۳۷- معتقدم که زندگی خانوادگی من به خوشی زندگی کسانی که می شناسم می باشد.(ضروری)
۱۳۸- انتقاد و سرزنش باعث رنجش شدید من می شوند.(ضروری)
۱۳۹- گاهی اوقات احساس می کنم که بایدخودم یا کس دیگری را مجروح نمایم.(ضروری)
۱۴۰- از آشپزی خوشم می آید.(ضروری)
۱۴۱- رفتار من خیلی زیاد بستگی به رفتار وعادات اطرافیانم دارد.(ضروری)
۱۴۲- بعضی اوقات احساس می کنم شخص بی فایده ای هستم.(ضروری)
۱۴۳- وقتی بچه بودم عضو یک دسته ای بودم که در خوب و بد هم شریک بودیم.(ضروری)
۱۴۴- دوست دارم سرباز بشوم.(ضروری)
۱۴۵- گاهی اوقات دلم می خواهد با کسی مشت بازی کنم.(ضروری)
۱۴۶- علاقه شدیدی به سیر وسیاحت دارم و هرگز خوشحال نیستم مگر اینکه اینطرف وآنطرف مسافرت کنم.(ضروری)
۱۴۷- اغلب اوقات متضرر شده ام . چون که نتواستم زود تصمیم بگیرم.(ضروری)
۱۴۸- وقتی سرگرم کارمهمی هستم اگرعقیده مرا درباره موضوعی بپرسند و یا مزاحم کارم شوند ناراحت می شوم.(ضروری)
۱۴۹- در گذشته دفترچه خاطرات می نوشتم.(ضروری)
۱۵۰- ترجیح می دهم در بازی برنده شوم تا بازنده.(ضروری)
۱۵۱- کسی می خواهد مرا مسموم کند.(ضروری)
۱۵۲- اغلب شبها بدون افکار ناراحت کننده بخواب می روم.(ضروری)
۱۵۳- در ظرف چند سال گذشته اغلب اوقات سلامت بوده ام.(ضروری)
۱۵۴- هرگز حالت غش و تشنج نداشته ام.(ضروری)
۱۵۵- وزنم نه زیاد ونه کم می شود.(ضروری)
۱۵۶- گاهی از من اعمالی سرزده که بعداً که راجع به آنها فکر کرده ام نفهمیدم که چطور این اعمال از من سرزده است.(ضروری)
۱۵۷- احساس می کنم اغلب بی جهت تنبیه شده ام.(ضروری)
۱۵۸- خیلی به آسانی گریه ام می گیرد.(ضروری)
۱۵۹- نمی توانم آنچه را که می خوانم مثل سابق بفهمم.(ضروری)
۱۶۰- هرگز حالم بخوبی حالت فعلی نبوده است.(ضروری)
۱۶۱- گاهی اوقات مثل این است که مغز سرم نرم است.(ضروری)
۱۶۲- از اینکه اقرار کنم که کسی توانسته است سر مرا کلاه بگذارد بسیار ناراحت می شوم.(ضروری)
۱۶۳- زودخسته نمی شوم.(ضروری)
۱۶۴- دوست دارم راجع به کارهائی که انجام می دهم مطالعه کنم.(ضروری)
۱۶۵- دوست دارم اشخاص مهم را بشناسم زیرا احساس اهمیت می کنم.(ضروری)
۱۶۶- وقتی از جائی مرتفع به زمین نگاه می کنم دچار ترس می شوم.(ضروری)
۱۶۷- ازاینکه بعضی از افراد خانواده ام دچار گرفتاری با مراجع قانونی شوند ناراحت می شوم.(ضروری)
۱۶۸- مغزم درست کار نمی کند.(ضروری)
۱۶۹- ازمحاسبه دخل و خرج وصرف پول ناراحت نیستم.(ضروری)
۱۷۰- آنچه دیگران درباره من فکرمی کنند مرا ناراحت نمی کند .(ضروری)
۱۷۱- از دلقک بازی در مجلس مهمانی ناراحت می شوم حتی اگرسایرین این نوع اعمال را انجام دهند.(ضروری)
۱۷۲- اغلب باید خودم جدال کنم که نشان ندهم خجالتی هستم.(ضروری)
۱۷۳- ازمدرسه خوشم می آید.(ضروری)
۱۷۴- هیچوقت از حال نرفته ام.(ضروری)
۱۷۵- بندرت و یا هرگزدچارسرگیجه نشده ام.(ضروری)
۱۷۶- ازمار ترس زیاد ندارم.(ضروری)
۱۷۷- مادرم زن خوبی است(بود).(ضروری)
۱۷۸- حافظه ام بنظر خوب می آید.(ضروری)
۱۷۹- درباره امور جنسی مضطرب هستم.(ضروری)
۱۸۰- برایم مشکل است با کسانی که تازه با آنها آشنا شده ام گفتگوکنم.(ضروری)
۱۸۱- وقتی حوصله ام سرمی رود دلم می خواهد شور و شر بپا کنم.(ضروری)
۱۸۲- می ترسم دیوانه بشوم.(ضروری)
۱۸۳- با پول دادن به فقرا مخالف هستم.(ضروری)
۱۸۴- اغلب اوقات صدا می شنوم بدون اینکه بدانم از کجا می آید.(ضروری)
۱۸۵- قوه شنوایی من ظاهراً بخوبی سایر مردم است.(ضروری)
۱۸۶- اغلب اوقات متوجه می شوم وقتی می خواهم کاری انجام دهم دستم می لرزد.(ضروری)
۱۸۷- دستانم شل و بی اراده نشده اند.(ضروری)
۱۸۸- می توانم مدت مدیدی بدون اینکه چشمانم خسته شوند کتاب بخوانم.(ضروری)
۱۸۹- اغلب اوقات کاملاً احساس خستگی می کنم.(ضروری)
۱۹۰- خیلی کم دچار سردرد می شوم.(ضروری)
۱۹۱- گاهی اوقات وقتی ناراحت می شوم عرق نامطبوعی که باعث ناراحتی بیشترم می شود به من دست می دهد.(ضروری)
۱۹۲- هیچگونه ناراحتی درمورد حفظ موازنه بدنم هنگام راه رفتن نداشته ام.(ضروری)
۱۹۳- ناراحتی آسم و یا حساسیت دیگری که باعث حمله آسم بشود نداشتم.(ضروری)
۱۹۴- گاهگاهی دچارحملاتی شده ام که ضمن آن نتوانسته ام کنترل حرکات و صحبتم را داشته باشم در حالیکه متوجه آنچه در اطرافم گذشته است بوده ام.(ضروری)
۱۹۵- تمام اشخاصی را که می شناسم دوست ندارم.(ضروری)
۱۹۶- دوست دارم جاهایی را که قبلاً نبوده ام ببینم.(ضروری)
۱۹۷- کسی می خواسته از من دزدی کند.(ضروری)
۱۹۸- خیلی کم در عالم خیال فرو می روم.(ضروری)
۱۹۹- به کودکان باید حقایق امور جنسی را یاد داد.(ضروری)
۲۰۰- اشخاصی هستند که سعی دارند افکار و عقاید مرا بدزدند.(ضروری)
۲۰۱- دلم می خواست اینقدر خجالتی نبودم.(ضروری)
۲۰۲- فکر می کنم آدم بخت برگشته ای هستم.(ضروری)
۲۰۳- اگرخبرنگار بودم خیلی دلم می خواست اخبار تئاتر راگزارش می دادم.(ضروری)
۲۰۴- دلم می خواست روزنامه نگار بودم.(ضروری)
۲۰۵- گاهی اوقات برایم غیرممکن است از دزدیدن اشیاء خودداری نمایم.(ضروری)
۲۰۶- خیلی بیشتر از سایر مردم مذهبی هستم.(ضروری)
۲۰۷- از انواع بازیها وتفریحات لذت می برم.(ضروری)
۲۰۸- دوست دارم که سر به سردیگران بگذارم.(ضروری)
۲۰۹- فکر می کنم که گناهانم غیر قابل بخشش هستند.(ضروری)
۲۱۰- همه چیز برایم یک مزه را می دهد.(ضروری)
۲۱۱- می توانم روزها بخوابم ولی شبها خوابم نمی برد .(ضروری)
۲۱۲- خانواده ام رفتارشان با من مثل یک بچه است نه مثل یک بزرگسال.(ضروری)
۲۱۳- ضمن راه رفتن دقت می کنم روی شکاف پیاده رو قدم نگذارم.(ضروری)
۲۱۴- هیچوقت بدنم جوش نزده است که باعث نگرانی من بشود.(ضروری)
۲۱۵- الکل زیاد مصرف کرده ام.(ضروری)
۲۱۶- در خانواده من با مقایسه باسایر خانواده ها علاقه و عشق خیلی کم وجود دارد.(ضروری)
۲۱۷- اغلب اوقات درباره موضوعی دلواپس هستم.(ضروری)
۲۱۸- ازدیدن ناراحتی و رنج حیوانات ناراحت نمی شوم.(ضروری)
۲۱۹- فکر می کنم از شغل کنتراتچی ساختمان خوشم بیاید.(ضروری)
۲۲۰- مادرم را خیلی دوست داشتم (دارم).(ضروری)
۲۲۱- از علوم خوشم می آید.(ضروری)
۲۲۲- برایم مشکل نیست ازکمک دوستانم استمداد جویم درحالیکه نمی توانم کمک آنها را تلافی کنم.(ضروری)
۲۲۳- از شکارکردن خیلی زیاد لذت می برم.(ضروری)
۲۲۴- پدر و مادرم اغلب اوقات نسبت به اشخاصی که با آنها معاشرت می کردم اعتراض می کرده اند.(ضروری)
۲۲۵- گاهگاهی پشت مردم حرف می زنم.(ضروری)
۲۲۶- بعضی از افراد خانواده ام عاداتی دارند که باعث ناراحتی و عصبانیت زیاد من می شوند.(ضروری)
۲۲۷- به من گفته اند که درخواب راه می روم.(ضروری)
۲۲۸- گاهی اوقات احساس می کنم که بطور غیر عادی خیلی آسان می توانم تصمیم بگیرم.(ضروری)
۲۲۹- دلم می خواهد که عضو چند گروه و انجمن مختلف بشوم.(ضروری)
۲۳۰- هیچوقت احساس نمی کنم که قلبم می زند و خیلی بندرت هم احساس تنگی نفس می کنم .(ضروری)
۲۳۱- دوست دارم راجع به امور جنسی صحبت کنم.(ضروری)
۲۳۲- به من یک برنامه زندگی که مبتنی بر وظیفه است الهام شده که با کمال دقت آنرا دنبال می کنم.(ضروری)
۲۳۳- گاهی اوقات سد راه کسانیکه می خواستند کاری انجام دهند شده ام نه برای اینکه مهم بوده بلکه برای اینکه وظیفه خود می دانستم.(ضروری)
۲۳۴- خیلی زود عصبانی می شوم و خیلی زود آرام می گیرم.(ضروری)
۲۳۵- شخص مستقلی هستم و زیاد تحت تأثیر قوانین فامیلی نبوده ام.(ضروری)
۲۳۶- خیلی وقت ها اوقاتم تلخ است وزیاد حرص می خورم.(ضروری)
۲۳۷- خویشاوندانم تقریباً همگی با من همدردی دارند.(ضروری)
۲۳۸- گاهگاهی دچار عدم آرامش شدید می شوم بطوریکه مدت طولانی نمی توانم روی صندلی بنشینم.(ضروری)
۲۳۹- در عشق نا امید شده ام.(ضروری)
۲۴۰- هیچوقت راجع به قیافه ام ناراحت نبوده ام.(ضروری)
۲۴۱- درباره موضوعاتی که بهتر است محرمانه نزد خودم بماند زیاد خواب می بینم.(ضروری)
۲۴۲- احساس می کنم که زیاد تر از سایرین عصبی نیستم.(ضروری)
۲۴۳- جایی از بدنم درد نمی کند.(ضروری)
۲۴۴- اعمال من معمولاً بوسیله دیگران سوء تعبیر می شوند.(ضروری)
۲۴۵- پدر و مادر و سایر اعضاء خانواده من بیشتر از آنچه که باید و شاید از من عیب می گیرند.(ضروری)
۲۴۶- در روی سطح گردن من بیشتر اوقات لکه های قرمز پیدا می شوند.(ضروری)
۲۴۷- دلیل دارم که نسبت به یک یا چند نفر از افراد خانواده ام حسادت کنم.(ضروری)
۲۴۸- گاهی اوقات بدون هیچگونه دلیلی، و حتی هنگامی که اوضاع ناجور است احساس نشاط فراوان می کنم.(ضروری)
۲۴۹- به شیطان و جهنم بعد از مرگ اعتقاددارم.(ضروری)
۲۵۰- کسانی راکه به هر قیمت بخواهند خواسته هایشان را دردنیا بدست بیاورند را ملامت نمی کنم .(ضروری)
۲۵۱- گاهی اوقات دچار حالاتی شده ام که کاری متوقف مانده و از آنچه که در اطرافم گذشته است بی اطلاع بوده ام.(ضروری)
۲۵۲- کسی اهمیتی نمی دهد چه بر سرمن می آید.(ضروری)
۲۵۳- می توانم با کسانیکه بنظر من اعمالشان اشتباه است دوستی بکنم.(ضروری)
۲۵۴- دوست دارم با جمعی باشم که با هم شوخی و مزاح می کنند.(ضروری)
۲۵۵- گاهگاهی درانتخابات به کسانی رأی می دهم که درباره آنها خیلی کم اطلاع دارم.(ضروری)
۲۵۶- جالب ترین قسمت روزنامه بخش فکاهیاتش است.(ضروری)
۲۵۷- معمولاً انتظاردارم در کارهایی که انجام می دهم موفق بشوم.(ضروری)
۲۵۸- معتقدم که خدا وجود دارد.(ضروری)
۲۵۹- برایم مشکل است کاری راشروع کنم.(ضروری)
۲۶۰- درمدرسه شاگرد تنبلی بودم.(ضروری)
۲۶۱- اگرنقاش بودم دوست داشتم گل بکشم.(ضروری)
۲۶۲- ازاینکه خوش صورت نیستم ناراحت نمی باشم.(ضروری)
۲۶۳- خیلی زود عرق می کنم حتی در روزهای سرد.(ضروری)
۲۶۴- کاملاً بخودم اطمینان دارم.(ضروری)
۲۶۵- راه مطمئن این است که به کسی اعتماد نکرد.(ضروری)
۲۶۶- هفته ای یکبار یا بیشتربه هیجان می آیم.(ضروری)
۲۶۷- وقتی در جمعی هستم برایم مشکل است درباره حرفهای نامناسب صحبت کنم.(ضروری)
۲۶۸- وقتی اوقاتم تلخ است معمولاً واقعه ای مهیج مرا از آن حالت بیرون می آورد.(ضروری)
۲۶۹- به آسانی می توانم سایرین را از خود بترسانم و گاهگاهی اینکار را برای تفریح انجام می دهم.(ضروری)
۲۷۰- وقتی از منزل خارج می شوم نگران نیستم که آیا در و پنجره بسته هستند.(ضروری)
۲۷۱- من شخصی را که سر دیگری کلاه بگذارد مشروط بر اینکه این فرد خودش را در معرض کلاه گذاری قرار داده است ملامت نمی کنم.(ضروری)
۲۷۲- گاهی اوقات سرشار از انرژی و نیرو هستم .(ضروری)
۲۷۳- برخی از نقاط پوست بدنم بدون احساس هستند.(ضروری)
۲۷۴- نور چشمانم مثل چند سال پیش خوب است.(ضروری)
۲۷۵- کسی روی فکر من کنترل دارد.(ضروری)
۲۷۶- ازکودکان خوشم می آید .(ضروری)
۲۷۷- گاهی اوقات از زرنگی یک حقه بازخوشم آمده است که دلم می خواست او از دام خلاصی یابد.(ضروری)
۲۷۸- اغلب اوقات احساس کردم که غریبه ها با نظر عیب جویی به من نگاه می کنند .(ضروری)
۲۷۹- هر روز مقدار زیادی آب می نوشم.(ضروری)
۲۸۰- اغلب مردم دوست پیدا می کنند زیرا دوست ممکن است برایشان مفید واقع شود.(ضروری)
۲۸۱- بندرت احساس می کنم که گوشم زنگ بزند یا صدا کند.(ضروری)
۲۸۲- گاهی اوقات نسبت به افراد فامیلم که دوستشان دارم احساس نفرت می کنم.(ضروری)
۲۸۳- اگر خبرنگار بودم خیلی دوست داشتم اخبار ورزشی را گزارش کنم.(ضروری)
۲۸۴- مطمئن هستم که پشت سرم حرف می زنند.(ضروری)
۲۸۵- گاهی اوقات به یک شوخی خارج از نزاکت می خندم.(ضروری)
۲۸۶- هروقت تنها هستم از همه اوقات خوشحالترم.(ضروری)
۲۸۷- نسبت به دوستانم خیلی کمتر از چیزهای مختلف می ترسم.(ضروری)
۲۸۸- از حالات دل بهم خوردگی و تهوع رنج می برم.(ضروری)
۲۸۹- وقتی می بینم جنایتکاری بوسیله یک وکیل زبردست از مجازات خلاصی می یابد از قانون بیزار میشوم.(ضروری)
۲۹۰- زیر فشار روحی فشار روحی خیلی زیاد می توانم کار بکنم.(ضروری)
۲۹۱- یکی دوبار در زندگی احساس کرده ام که کسی می خواسته است بوسیله هیپنوتیزم مرا به کاری وادار کند.(ضروری)
۲۹۲- معمولاً با مردم حرف نمی زنم مگر اینکه آنها با من صحبت کنند.(ضروری)
۲۹۳- کسی سعی می کند در فکر من نفوذ کند.(ضروری)
۲۹۴- هرگز کاری نکرده ام که به چنگ قانون بیفتم.(ضروری)
۲۹۵- کتاب افسانه کودکان را دوست داشتم.(ضروری)
۲۹۶- گاهگاهی بدون هیچگونه دلیل بخصوص احساس سرحال بودن می کنم.(ضروری)
۲۹۷- دلم می خواست بوسیله افکارجنسی ناراحت نمی شدم.(ضروری)
۲۹۸- چنانچه چندنفر دچار مشکلی شوند بهتراست همگی بر سر موضوع متفق الرأی شوند و یکجور اظهار نظرکنند.(ضروری)
۲۹۹- خیال می کنم من بیشتر از سایر مردم حساس باشم.(ضروری)
۳۰۰- هیچوقت در زندگیم از عروسک بازی خوشم نمی آمد.(ضروری)
۳۰۱- بیشتراوقات زندگی برایم فشار است.(ضروری)
۳۰۲- هرگز به علت رفتارجنسی خودم در زحمت و اشکال نیفتاده ام.(ضروری)
۳۰۳- نسبت به بعضی از موضوعات بطوری حساسیت دارم که نمی توانم درباره آنها گفتگو کنم.(ضروری)
۳۰۴- در مدرسه برایم صحبت کردن در مقابل کلاس خیلی مشکل بود.(ضروری)
۳۰۵- حتی وقتی با سایرین هستم بیشتر اوقات احساس تنهایی می کنم.(ضروری)
۳۰۶- هر چه دلسوزی لازم دارم اطرافیانم برایم می کنند.(ضروری)
۳۰۷- از شرکت کردن دربعضی ازبازیها امتناع می کنم زیرا آنها را خوب بلد نیستم.(ضروری)
۳۰۸- بعضی اوقات خیلی دلم می خواست خانه و زندگی خودم را ترک کنم.(ضروری)
۳۰۹- من مانند سایرین در دوست یابی موفق هستم.(ضروری)
۳۱۰- زندگی جنسی من رضایت بخش است.(ضروری)
۳۱۱- وقتی بچه بودم دست به دزدیهای کوچک می زدم.(ضروری)
۳۱۲- خوشم نمی آید مردم در اطرافم باشند .(ضروری)
۳۱۳- کسی که اشیاء گران قیمت را بدون توجه در ملاءعام می گذارد همان قدرباید ملامت بشود که کسی که دست به دزدی این اشیاء می زند.(ضروری)
۳۱۴- گاهگاهی درباره موضوعاتی که صحبت کردن راجع به آنها خوب نیست فکرمی کنم.(ضروری)
۳۱۵- مطمئن هستم در زندگی مغبون شده ام.(ضروری)
۳۱۶- فکرمی کنم تقریباً همه کس برای فرار از گرفتاری به دروغ متوسل بشود.(ضروری)
۳۱۷- از سایرمردم حساس تر هستم.(ضروری)
۳۱۸- زندگی روزانه پر از وقایعی است که باعث سرگرمی من می شوند.(ضروری)
۳۱۹- اغلب مردم واقعاً دوست ندارند برای کمک به دیگران خودشان را در زحمت بیاندازند.(ضروری)
۳۲۰- اغلب خوابهای من درباره موضوعات جنسی هستند.(ضروری)
۳۲۱- خیلی زود دستپاچه می شوم.(ضروری)
۳۲۲- درباره پول وتجارت و کارم نگران هستم.(ضروری)
۳۲۳- تجربیات عجیب وغریبی در زندگی خود داشته ام.(ضروری)
۳۲۴- هرگز عاشق کسی نشده ام.(ضروری)
۳۲۵- اعمالی که برخی از اعضاء خانواد ام انجام داده اند باعث ترس و وحشت من شده اند.(ضروری)
۳۲۶- گاهی اوقات حالات خنده شدید و یا گریه به من دست می دهد که از کنترل آن عاجز هستم.(ضروری)
۳۲۷- پدرو مادرم اغلب اوقات مرا وادار به اطاعت می کردند حتی هنگامی که حرفها و امر آنها غیرمنطقی بود.(ضروری)
۳۲۸- برایم مشکل است فکرم را روی کاری و یا شغلی متمرکزکنم.(ضروری)
۳۲۹- تقریباً هیچوقت خواب نمی بینم.(ضروری)
۳۳۰- من هیچگاه دچارضعف و فلج عضلانی نشده ام.(ضروری)
۳۳۱- اگر دیگران در کارمن دخالت وکارشکنی نمی کردندو در زندگی بیشترموفق بودم.(ضروری)
۳۳۲- بعضی اوقات بدون آن که سرما خورده باشم صدایم می گیرد و قادر به صحبت کردن نمی باشم.(ضروری)
۳۳۳- در زندگی هیچکس مرا درک نمی کند.(ضروری)
۳۳۴- بعضی اوقات بوهای ناآشنا بخصوصی به مشامم می رسد.(ضروری)
۳۳۵- نمی توانم فکر خود را بر روی یک موضوع متمرکز کنم.(ضروری)
۳۳۶- صبر وحوصله خود را در مقابل دیگران به سرعت ازدست می دهم.(ضروری)
۳۳۷- بیشتر اوقات در ارتباط با شخصی و یا چیزی احساس اضطراب می کنم.(ضروری)
۳۳۸- اطمینان دارم که در زندگی بیشتر از سهم خودسختی کشیده ام.(ضروری)
۳۳۹- اکثراً آرزو می کنم که ای کاش مرده بودم.(ضروری)
۳۴۰- بعضی اوقات هیجان زده هستم که به سختی بخواب می روم.(ضروری)
۳۴۱- گاهی اوقات اصوات را آنچنان خوب و واضح می شنوم که باعث نگرانی می شود.(ضروری)
۳۴۲- مطالبی را که دیگران به من می گویند به سرعت فراموش می کنم.(ضروری)
۳۴۳- من در ابتدا باید صبرو تعمق کنم وسپس تصمیم بگیرم حتی در مسائل و موضوعات بسیار جزئی .(ضروری)
۳۴۴- اغلب اوقات مسیر خودرا درخیابان هنگامی که آشنایی رامی بینم عوض می کنم.(ضروری)
۳۴۵- غالباً احساس می کنم که اشیاء صورت حقیقی ندارند.(ضروری)
۳۴۶- عادت دارم اشیائی را که مهم نیستند مثل لامپ ، چراغ ، و یا علامت نئونها را بشمارم.(ضروری)
۳۴۷- من دشمنی را که واقعاً بخواهد به من آسیب برساند را ندارم .(ضروری)
۳۴۸- من در مواجهه با اشخاصی که بیشتر از انتظار من رفتار دوستانه دارند حالت دفاعی بخود می گیرم.(ضروری)
۳۴۹- افکار بخصوص و عجیب و غریبی دارم.(ضروری)
۳۵۰- زمانی که تنها هستم صداهای عجیبی می شنوم.(ضروری)
۳۵۱- زمانی که قصد دارم به مسافرت کوتاهی بروم مضطرب و ناراحت می شوم.(ضروری)
۳۵۲- از اشخاص و یا چیزهایی که می دانم نمی توانند به من صدمه ای بزنند می ترسم.(ضروری)
۳۵۳- ترسی از داخل شدن در اطاقی که قبلاً در آن گروهی اجتماع کرده و مشغول به حرف زدن هستند را ندارم.(ضروری)
۳۵۴- از استعمال کارد و یا هر شیئی که تیز و برنده باشد می ترسم.(ضروری)
۳۵۵- گاهی اوقات از آزاردادن کسانی که دوستشان دارم لذت می برم.(ضروری)
۳۵۶- به نظر می رسد که من بیشتر از دیگران در تمرکز دچار اشکال هستم.(ضروری)
۳۵۷- چندین بار از انجام کاری خودداری کرده ام زیرا احساس نموده ام که لیاقت آن را ندارم.(ضروری)
۳۵۸- کلمات زشت و گاهی اوقات وحشتناک که به مخیله من خطور می کند و نمی توانم ازدست آنها خلاص شوم.(ضروری)
۳۵۹- گاهی اوقات افکار بی اهمیتی از ذهن من می گذرد که مرا برای چندین روز آزرده می سازد.(ضروری)
۳۶۰- تقریباً هر روز اتفاقی برایم می افتد که مرا متوحش می سازد.(ضروری)
۳۶۱- معمولاً از جریانات روزمره ناراحت می شوم.(ضروری)
۳۶۲- من بیشتر از دیگران حساس هستم.(ضروری)
۳۶۳- گاهی اوقات رنج کشیدن از طرف کسانی که دوستشان دارم باعث لذت من شده است.(ضروری)
۳۶۴- دیگران راجع به من ( در مورد من)مطالب زننده و توهین آمیزی را ابراز می دارند.(ضروری)
۳۶۵- در داخل فضای بسته ای مثل اطاق احساس ناراحتی می کنم.(ضروری)
۳۶۶- اغلب حتی وقتی که با دیگران هستم احساس تنهایی می کنم.(ضروری)
۳۶۷- من معمولاًخجالتی هستم.(ضروری)
۳۶۸- بعضی اوقات فکر من کندتراز حد معمول کار می کند.(ضروری)
۳۶۹- اغلب درمهمانی ها یا تنها می نشینم و یا حداکثر در کنار یک نفر ، و ازملحق شدن به سایرین اجتناب می کنم.(ضروری)
۳۷۰- اغلب مردم باعث دلسردی من می شوند.(ضروری)
۳۷۱- من علاقه زیاد به میهمانی رفتن دارم.(ضروری)
۳۷۲- بعضی اوقات احساس می کنم که مشکلات آنقدر انبوه و جمع شده اند که از عهده حل آنها عاجز می باشم.(ضروری)
۳۷۳- آرزو می کنم کاش می توانستم یک بچه باشم.(ضروری)
۳۷۴- اگربه من موقعیتی داده شود می توانم عمل خارق العاده سودمندی را برای جهانیان انجام دهم.(ضروری)
۳۷۵- من در مقایسه با افرادی که خود را در زمینه ای صاحب نظر می دانند خود را کمتر نمی دانم.(ضروری)
۳۷۶- خبر موقعیت افرادی که می شناسم ، در من ایجاد ضعف و شکست می کند.(ضروری)
۳۷۷- اگر شانس و موفقیتی به من داده شود می توانم رهبر بسیارخوبی باشم.(ضروری)
۳۷۸- داستانهای مستهجن مرا خجل و شرمنده می سازد.(ضروری)
۳۷۹- مردم معمولاً برای حقوق خود احترام بیشتری قائل هستند تا برای حقوق دیگران .(ضروری)
۳۸۰- سعی می کنم داستانها و نکات جالب را بخاطر بسپارم وبرای دیگران بازگو کنم.(ضروری)
۳۸۱- من از شرط بندیهای کوچک لذت می برم.(ضروری)
۳۸۲- از دور هم جمع شدن بخاطر بودن با مردم لذت می برم.(ضروری)
۳۸۳- من از هیجانی که در گروه و اجتماعات ایجاد می شود لذت می برم.(ضروری)
۳۸۴- زمانی که به دوستان سرزنده و پرنشاطم ملحق می شوم نگرانی هایم از بین می رود.(ضروری)
۳۸۵- غالباً در صحبتهایی که در پشت سر کسانی که می شناسم زده می شود شرکت نمی کنم.(ضروری)
۳۸۶- مشکل است برایم کاری را که شروع می کنم برای مدت کوتاهی متوقف کنم.(ضروری)
۳۸۷- من در شروع وکنترل ادرار هیچ مشکلی ندارم.(ضروری)
۳۸۸- غالباً مردم به افکارخلاق من حسادت می ورزند زیرا که قبلاً به ذهن آنها نرسیده است.(ضروری)
۳۸۹- در صورت امکان از اجتماعات دوری می جویم.(ضروری)
۳۹۰- من در ملاقات با افراد بیگانه مشکلی ندارم.(ضروری)
۳۹۱- بیاد می آورم که گاهی اوقات تظاهر به بیماری از انجام کاری خودداری کرده ام.(ضروری)
۳۹۲- اغلب دراتوبوس یا قطار با افراد بیگانه صحبت می کنم.(ضروری)
۳۹۳- وقتی با شرایط سخت و دشواری روبرو می شوم خیلی زود دست از کار می کشم.(ضروری)
۳۹۴- دوست دارم که دیگران موضع مرا در مسایل بدانند.(ضروری)
۳۹۵- گاهی اوقات آنقدر سرشار از انرژی هستم که احساس می کنم تا چند روز احتیاج به خواب ندارم.(ضروری)
۳۹۶- هرگاه در جمعی از من خواسته شود در مورد موضوعی که به آن آگاه هستم صحبت و یا اظهارعقیده بنمایم دچار خجالت نمی شوم.(ضروری)
۳۹۷- من از مهمانی و دور هم جمع شدن لذت می برم.(ضروری)
۳۹۸- در مقابل بحرانها و مشکلات آب می شوم.(ضروری)
۳۹۹- اگر به نظر دیگران کاری را که قصد انجامش را دارم بی ارزش جلوه کند حاضرم از آن صرفنظر نمایم.(ضروری)
۴۰۰- از آتش نمی ترسم.(ضروری)
۴۰۱- هیچ ترسی از آب ندارم.(ضروری)
۴۰۲- قبل از انجام هر کاری باید راجع به آن فکرکنم.(ضروری)
۴۰۳- زندگی دراین دوره از زمان به دلیل اتفاقاتش برایم دلپذیراست.(ضروری)
۴۰۴- زمانیکه سعی دارم به دیگران نصیحت و کمک نمایم ،منظور من اغلب بدتلقی می شود.(ضروری)
۴۰۵- مشکلی در بلع ندارم.(ضروری)
۴۰۶- معمولاً بسیار آرام هستم و به سختی عصبانی می شوم.(ضروری)
۴۰۷- معمولاً بسیار آرام هستم و به سختی عصبانی می شوم.(ضروری)
۴۰۸- من در پنهان کردن احساس خود تا اندازه ای قادر می باشم، که دیگران نادانسته می توانند به من آسیب برسانند.(ضروری)
۴۰۹- گاهی اوقات به دلیل پذیرفتن مسئولیت بیش از حد کارها ، خود را شدیداً خسته می کنم.(ضروری)
۴۱۰- من از شکست دادن دیگران در کارهایشان احساس لذت می کنم.(ضروری)
۴۱۱- مذهب در من ایجاد نگرانی نمی کند.(ضروری)
۴۱۲- زمانی که صدمه دیده و یا مجروح شده ام از مراجعه به پزشک واهمه ای ندارم.(ضروری)
۴۱۳- من مستحق تنبیه های شدید برای گناهانم هستم.(ضروری)
۴۱۴- آنقدر سرخوردگی را به راحتی تحمل می کنم که گاهی اوقات بیرون راندن آنها ازفکرم به آسانی امکان پذیر نیست.(ضروری)
۴۱۵- از اینکه در هنگام کار مجبور به شتاب و عجله شوم متنفرم.(ضروری)
۴۱۶- زمانیکه می توانم کاری را به درستی انجام دهم اگر کسی مرا تحت نظر داشته باشد ناراحت می شوم.(ضروری)
۴۱۷- هر گاه مجبور شوم به شخصی که سعی دارد در صف از من جلو بزند تذکر دهم، ناراحت می شوم.(ضروری)
۴۱۸- گاهی اوقات فکر می کنم به درد هیچ چیز نمی خورم.(ضروری)
۴۱۹- اغلب اوقات دردوران تحصیل فوتبال بازی می کردم.(ضروری)
۴۲۰- در گذشته تجارب مذهبی بسیار عجیب و غریبی داشته ام.(ضروری)
۴۲۱- یک یا چند نفر ازاعضاء خانواده عصبی هستند.(ضروری)
۴۲۲- از کارهای یک یا چند نفر ازاعضای خانواده ام به شدت خجالت کشیده ام.(ضروری)
۴۲۳- ماهیگیری را در گذشته و حال بسیار دوست دارم.(ضروری)
۴۲۴- همیشه احساس گرسنگی می کنم.(ضروری)
۴۲۵- اکثراً خواب می بینم.(ضروری)
۴۲۶- مجبورم با افراد بی ادب و مردم آزار برخورد تندی داشته باشم.(ضروری)
۴۲۷- ترجیح می دهم علائق متفاوتی داشته باشم تا اینکه یک علاقه را برای مدت طولانی داشته باشم.(ضروری)
۴۲۸- مایلم سرمقاله روزنامه ها را مطالعه کنم.(ضروری)
۴۲۹- مایلم در کنفرانس هائی که در زمینه مسائل مهم تشکیل می شود شرکت نمایم.(ضروری)
۴۳۰- به جنس مخالف خود گرایش دارم.(ضروری)
۴۳۱- از اتفاقات اجتماعی بد احساس نگرانی شدیدی دارم.(ضروری)
۴۳۲- عقاید سیاسی شدیدی دارم.(ضروری)
۴۳۳- من به یک همبازی خیالی عادت دارم.(ضروری)
۴۳۴- دوست داشتم راننده مسابقه های اتومبیل رانی باشم.(ضروری)
۴۳۵- اغلب ترجیح می دهم با خانمها کار کنم.(ضروری)
۴۳۶- مطمئنم که کاملاً یک مذهب واقعی وجود دارد.(ضروری)
۴۳۷- تخطی از قانون به شرطی که آن را کاملاً نقض نمائیم، به نظر من اشکالی ندارد.(ضروری)
۴۳۸- هرگاه افرادی که قبلاً آنها را دوست ندارم عمل خلافی انجام دهند و دچار گرفتاری شوند، احساس لذت می کنم.(ضروری)
۴۳۹- از انتظار کشیدن مضطرب می شوم.(ضروری)
۴۴۰- در زمانیکه شاد و فعال هستم یک فرد افسرده می تواند شادی و فعالیت مرا از بین ببرد.(ضروری)
۴۴۱- زنان قد بلند را دوست دارم.(ضروری)
۴۴۲- گاهی اوقات به دلیل اضطراب هایم قادر به خوابیدن نبوده ام.(ضروری)
۴۴۳- من راضی هستم از کارهایی که مایل به انجام آنها هستم ولی دیگران احساس می کنند قادر به انجام صحیح آن نمی باشم دست بکشم.(ضروری)
۴۴۴- من کوششی در تصحیح عقاید افراد نادان نمی کنم.(ضروری)
۴۴۵- در دوران کودکی خود علاقه زیادی به هیجانات داشته ام.(ضروری)
۴۴۶- افراد پلیس انسانهای صدیقی هستند.(ضروری)
۴۴۷- علاقمند هستم که نقطه نظرات خودرا در مقابل شخصی که نقطه نظر مخالفی با من دارد، به هر قیمتی ثابت کنم.(ضروری)
۴۴۸- از دست افرادی که در خیابانها و مغازه ها مرا نظاره و تماشامی کنند ناراحت می شوم.(ضروری)
۴۴۹- سیگار کشیدن خانمها را دوست ندارم.(ضروری)
۴۵۰- بندرت دچار غمگینی و ناراحتی می شوم.(ضروری)
۴۵۱- صحیح می دانم فردی را که اظهار نظر احمقانه و جاهلانه ای را ابراز می دارد ، ادب کنم.(ضروری)
۴۵۲- دوست دارم دست بیاندازم.(ضروری)
۴۵۳- در دوران کودکی اهمیتی به اینکه عضو گروه و یا دسته ای باشم نمی دادم.(ضروری)
۴۵۴- از اینکه در کلبه ای در کوهستان و یا جنگل تنها باشم ، می توانم احساس خوشحالی فراوان کنم.(ضروری)
۴۵۵- اغلب گفته می شود که شخص طغیانگری هستم.(ضروری)
۴۵۶- هرگاه شخصی قانونی را به دلیل منصفانه نبودن آن بشکند نباید تنبیه گردد.(ضروری)
۴۵۷- اعتقاد من بر این است که افراد هیچگاه نباید مشروب الکلی بنوشند.(ضروری)
۴۵۸- کسی که در کودکی مرا تربیت می کرده است ، بسیار خشک و مقرراتی بوده است (مثل پدر– پدربزرگ).(ضروری)
۴۵۹- برخی از عادات ناپسندم چنان در من نفوذ کرده اند که هر نوع کوششی جهت ترک آنها بیهوده است.(ضروری)
۴۶۰- گاهی اوقات مشروب الکلی نوشیده ام. ( یا هرگز ننوشیده ام)(ضروری)
۴۶۱- ای کاش می توانستم به دلیل گفتن مطالبی که دیگران را آزرده کرده ام ، از نگرانی رهایی یابم.(ضروری)
۴۶۲- احساس می کنم در بازگو کردن تمامی آنچه در مورد خود می دانم به فرد دیگری ضعیف هستم.(ضروری)
۴۶۳- در گذشته بازی الاکلنگ رادوست داشته ام.(ضروری)
۴۶۴- هیچگاه در زندگی خود شبحی ندیده ام.(ضروری)
۴۶۵- چندین بار عقاید خود را نسبت به کارهایم در زندگی تغییر داده ام.(ضروری)
۴۶۶- هیچگاه دارو یا قرص خواب آوری به جز مواردی که پزشک دستور داده مصرف نکرده ام.(ضروری)
۴۶۷- اصولاً شماره هایی را در ذهن بخاطر می سپارم که اهمیتی برایم ندارد.( مثل شماره پلاک اتومبیل).(ضروری)
۴۶۸- از عصبانی مزاج و خشمگین بودن خود بسیار احساس تأسف می کنم.(ضروری)
۴۶۹- یکی از بزرگترین ترسهای من رعد و برق است.(ضروری)
۴۷۰- از مسائل جنسی به شدت متنفرم.(ضروری)
۴۷۱- نمرات دوران تحصیلی من همیشه پایین بوده است.(ضروری)
۴۷۲- آتش مرا جذب خود می کند.(ضروری)
۴۷۳- علاقه مندم دیگران کارهایم را دائماً حدس بزنند.(ضروری)
۴۷۴- بیشتر از دیگران به دستشویی نمی روم.(ضروری)
۴۷۵- زمانی که اجبار به گفتن مطلبی را دارم تنها قسمتی از حقیقت را که به ضررم نیست بیان می کنم.(ضروری)
۴۷۶- من نماینده مخصوص خداوند هستم.(ضروری)
۴۷۷- وقتی که من به همراه دوستانم در خطائی شریک هستیم ، و باید سرزنش شویم ، ترجیح می دهم که تمامی تقصیرها را بعهده گیرم.(ضروری)
۴۷۸- هنگامی که یکی از افراد خانواده ام با مشکلی مواجه می شوند دچار اضطراب نمی شوم.(ضروری)
۴۷۹- به تنها معجزه ای که اعتقاد دارم کلک هایی است که مردم به یکدیگرمی زنند.(ضروری)
۴۸۰- ازتاریکی وحشت دارم.(ضروری)
۴۸۱- از تنهایی در تاریکی وحشت دارم.(ضروری)
۴۸۲- درنقشه هایی که برای زندی خود می کشم آنقدر دچار مشکل می شوم که اکثراً مجبور به رها کردن آنها می باشم.(ضروری)
۴۸۳- حضرت عیسی با معجزه خود توانست شراب را به آب تبدیل کند.(ضروری)
۴۸۴- چندین نقص بزرگ در خودمی بینم و این نقایص به حدی بزرگ هستند که ترجیح می دهم آنها را پذیرفته وکنترل نمایم تا اینکه در خلاصی از آنها بکوشم.(ضروری)
۴۸۵- زمانیکه مردان در ارتباط با زنان قرار دارند بیشتر درباره مسایل جنسی با آنها فکر می کنند.(ضروری)
۴۸۶- در ادرار خود هیچگاه خون ندیده ام.(ضروری)
۴۸۷- هنگامیکه سعی دارم شخصی را به خطایش آگاه سازم احساس بدی به من دست می دهد .(ضروری)
۴۸۸- هر هفته چندین بار به درگاه خداوند دعا می کنم.(ضروری)
۴۸۹- نسبت به کسانی که غم و درد دارند احساس همدردی می کنم.(ضروری)
۴۹۰- درهفته چندین بارقرآن (انجیل ، تورات) می خوانم.(ضروری)
۴۹۱- در مقابل اشخاصی که معتقدند تنها یک مذهب واقعی وجود دارد کم طاقت می شوم.(ضروری)
۴۹۲- از تصور وقوع زلزله ناراحت می شوم.(ضروری)
۴۹۳- کارهایی را که احتیاج به دقت فراوان دارند به کارهایی که نمی توان در آنها بی دقتی نمود ترجیح می دهم.(ضروری)
۴۹۴- از بودن در مکانهایی که کوچک و در بسته هستند بیم دارم.(ضروری)
۴۹۵- نظریات خودرا در تصحیح نظریه های دیگران صریحاً بیان می دارم.(ضروری)
۴۹۶- هیچگاه اشیائی را دوتایی ندیده ام ( منظور اشیائی هستند که یک صورت واقعی دارند).(ضروری)
۴۹۷- داستانهای پرماجرا را دوست دارم.(ضروری)
۴۹۸- همیشه دوستانه برخورد کردن با دیگران یک خصلت بسیار خوبی است.(ضروری)
۴۹۹- باید اعتراف کنم گاهی اوقات درباره مسائل بسیار کم اهمیت ، نگرانی های فراوانی داشته ام.(ضروری)
۵۰۰- من یک ایده خوب را صد در صد و بدون هیچ تردیدی می پذیرم.(ضروری)
۵۰۱- ترجیح می دهم معمولاً مشکلات خود را بدون کمک دیگران و به اتکاء خود حل نمایم.(ضروری)
۵۰۲- طوفان مرا وحشت زده می کند.(ضروری)
۵۰۳- راجع به تأیید و یا تکذیب رفتار دیگران اظهار نظر مستقیم نمی کنم.(ضروری)
۵۰۴- به دلیل شخصی از عقیده منفی من نسبت به خودآگاه نشود سعی درپنهان نمودن عقیده خود نمی کنم.(ضروری)
۵۰۵- اسبهایی که بار نمی کشند می بایستی کتک زده و تنبیه شوند.(ضروری)
۵۰۶- من فردی سخت کوش هستم.(ضروری)
۵۰۷- با اشخاصی همکاری داشته ام که موقعیتها را از آن خود دانسته وشکستها را به دیگران نسبت داده اند.(ضروری)
۵۰۸- من اعتقاد دارم که حس بویایی من بخوبی حس بویایی دیگران است.(ضروری)
۵۰۹- پافشاری نمودن برچیزی که حق من است برایم دشوار است زیرا فردی خجالتی هستم.(ضروری)
۵۱۰- کثافت در من ترس و تنفر ایجاد می کند.(ضروری)
۵۱۱- با دیگران راجع به دنیای تخیلی خود صحبت نمی کنم.(ضروری)
۵۱۲- علاقه ای به حمام کردن ندارم.(ضروری)
۵۱۳- تصور می کنم کریم خان زند نسبت به شاه عباس فرد مقتدرتری است.(ضروری)
۵۱۴- زنانی را که رفتار های مردانه دارند می پسندم.(ضروری)
۵۱۵- در منزل ما همیشه مواد ضروری و اولیه موجود بوده است.(مثل لباس و غذا)(ضروری)
۵۱۶- بعضی از افراد خانواده ام تندخو هستند.(ضروری)
۵۱۷- هیچ کاری را نمی توانم انجام دهم.(ضروری)
۵۱۸- زمانی که بیش از حد باید نسبت به موضوعی تظاهر به غمگینی بنمایم اغلب احساس گناه می کنم.(ضروری)
۵۱۹- دستگاه جنسی من دارای نقایصی است.(ضروری)
۵۲۰- من به شدت از عقیده خود دفاع می کنم.(ضروری)
۵۲۱- به ندرت با دیگران صلاح و مشورت می نمایم.(ضروری)
۵۲۲- از عنکبوت نمی ترسم.(ضروری)
۵۲۳- هیچگاه از فرط خجالت سرخ نمی شوم .(ضروری)
۵۲۴- از اینکه بیماری ویا میکروبی بر اثر تماس با دستگیره در بگیرم هراسی ندارم.(ضروری)
۵۲۵- بعضی از حیوانات مرا عصبی می کنند.(ضروری)
۵۲۶- بنظر من آینده نا امید کننده است.(ضروری)
۵۲۷- دوستان و افراد خانواده ام با یکدیگر تفاهم کامل دارند.(ضروری)
۵۲۸- بیشتر از آنکه دیگران سرخ شوند ، سرخ نمی شوم.(ضروری)
۵۲۹- علاقمندم لباسهای گران قیمت بپوشم.(ضروری)
۵۳۰- ازاینکه بر اثرخجالت سرخ شوم هراسی ندارم.(ضروری)
۵۳۱- دیگران براحتی می توانند عقیده ای را که محکم تصور می کردم تغییر دهند.(ضروری)
۵۳۲- تحمل درد من به اندازه دیگران است.(ضروری)
۵۳۳- ترش و نفخ کردن مرا اذیت نمی کند.(ضروری)
۵۳۴- آخرین فردی هستم که در انجام امور دست از کار بر می دارم.(ضروری)
۵۳۵- دائماً در دهانم احساس خشکی می کنم.(ضروری)
۵۳۶- زمانیکه دیگران باعث شتاب زدگی من می شوند عصبانی می شوم.(ضروری)
۵۳۷- دوست دارم به شکار شیر در آفریقا بروم.(ضروری)
۵۳۸- تصور می کنم از کار خیاطان خوشم می آید.(ضروری)
۵۳۹- از موش نمی ترسم.(ضروری)
۵۴۰- هیچگاه صورت من فلج نشده است.(ضروری)
۵۴۱- به نظر می آید به طرز غیر عادی پوستی حساس دارم.(ضروری)
۵۴۲- هیچگونه علائم غیر عادی درمدفوع خود نمی بینم.(ضروری)
۵۴۳- در هفته چندین بار احساس می کنم واقعه ای شوم در حال رخ دادن است.(ضروری)
۵۴۴- در اکثر مواقع احساس خستگی می کنم.(ضروری)
۵۴۵- گاهی اوقات یک خواب راچندین بار می بینم.(ضروری)
۵۴۶- علاقمندم در مورد تاریکی مطالعه کنم.(ضروری)
۵۴۷- آینده برای اشخاصی که نقشه های جدی طرح می کنند بسیار نامطمئن است.(ضروری)
۵۴۸- سعی می کنم هیچگاه به نمایشات مستهجن نروم.(ضروری)
۵۴۹- احساس می کنم هیچ چیز برایم اهمیت ندارد حتی در زمانیکه کارهایم بخوبی پیش می روند.(ضروری)
۵۵۰- علاقمندم لولاهای درب را تعمیر نمایم.(ضروری)
۵۵۱- گاهی اوقات اطمینان دارم که دیگران می توانند فکر من را بخوانند.(ضروری)
۵۵۲- علاقمندم درباره علوم مطالعه نمایم.(ضروری)
۵۵۳- از تنهایی در یک فضای باز می ترسم.(ضروری)
۵۵۴- اگر یک نقاش می بودم ، دوست داشتم تصاویر کودکان را ترسیم کنم.(ضروری)
۵۵۵- گاهی اوقات تصور می کنم که از هم پاشیده می شوم.(ضروری)
۵۵۶- در پوشیدن لباس خیلی رعایت می کنم.(ضروری)
۵۵۷- علاقمندم سکرتر خصوصی باشم.(ضروری)
۵۵۸- در ارتباط با رفتارهای نادرست جنسی ، عده کثیری از مردم احساس گناه می کنند.(ضروری)
۵۵۹- اغلب در نیمه های شب می ترسم.(ضروری)
۵۶۰- غالباً بر اثر فراموش کردن چیزی ناراحت می شوم.(ضروری)
۵۶۱- اسب سواری را دوست دارم.(ضروری)
۵۶۲- اکثراً شخصی را که درکودکی به آن وابسته و نزدیک بوده ام تحسین می کنم.(مادر، خواهر ، عمه، خاله و....).(ضروری)
۵۶۳- داستانهای پرماجرا رابیش از داستانهای عاشقانه دوست دارم.(ضروری)
۵۶۴- بسهولت عصبانی نمی شوم.(ضروری)
۵۶۵- زمانی که بر بلندی قرار می گیرم دلم می خواهد خودرا پرت نمایم.(ضروری)
۵۶۶- صحنه های عاشقانه را در فیلمها دوست دارم.(ضروری)

لینک های مرتبط

به بالا بروید